سیستم آموزش | چه چیزی به فرزندم بیاموزم تا در قرن پیش رو بیکار نماند؟!

سیستم آموزش معیوب ما

مقدمه

بحث آموزش و چگونگی طراحی و اجرای سیستم آموزش، از چالش‌های بزرگ دولت‌ها بوده است. از قرن‌ها پیش بخصوص با انقلاب صنعتی در اروپا، خانواده‌ها نیاز به یک سازمان متمرکز برای اجرای آموزش و پرورش فرزندانشان را احساس می‌کردند. هر دولتی که بر سر کار می‌آمد یکی از وظایف اصلی‌اش تربیت و آموزش نسل آینده نیروی کار بود. به تدریج با گسترش تکنولوژِی، دسترسی راحت‌تر به اطلاعات و دانش، تاثیر مثبت سیستم‌های آموزشی به شدت کاهش یافت.

در این روزنوشته من می‌خواهم یکی از دغدغه‌های خودم را بررسی کنم. من یک فرزند پسر ۱۴ ماهه دارم. محمد امین به زودی قد می‌کشد و بزرگ می‌شود. دغدغه بزرگ من و اغلب خانواده‌ها این است که آینده فرزندان‌شان چه می‌شود. آنها چه شغلی انتخاب خواهند کرد. آیا می‌توانند در دنیای آینده به راحتی زندگی کنند؟

با گارلیکا و روزنوشته‌های یعقوب دلیجه همراه باشید.

یادگیری و سیستم آموزش

همه ما حداقل ۱۲ سال عمرمان را در داخل یک سیستم آموزش ناکارآمد تلف می‌کنیم. در داخل این سیستم علومی را آموزش می‌دهند که اغلب آنها (بیش از ۸۰ درصد) به درد هیچ کاری نمی‌خورند. در واقع ما در جاده زندگی تبدیل به یک آشغال جمع کن شده‌ایم. ما در حال یادگیری و پرکردن ذهن‌مان با علوم به درد نخور هستیم.

وقتی دروازه‌های علم در یک زمینه علمی و فناوری جابجا می‌شود، معمولا به طور میانگین حدود ۲۵ سال طول می‌کشد تا این علوم جدید به کتابهای مدرسه و دانشگاهی راه پیدا کند. مگر عمر علم و عمل یک شخص در جامعه امروزی بیشتر از ۳۰ سال است؟؟ پس در واقع همه ما در حال سوزاندن و از بین بردن استعدادهایمان هستیم.

علم و فناوری به شدت در حال پیشرفت است. جهان ما هر چند سال تحولی اساسی را تجربه می‌کند. اگر شخصی بنا به دلایلی مثلا ۳ سال در کما باشد، شاید با به هوش آمدن دیگر نتواند این دنیا را درک کند!!

در واقع مشکل اصلی سیستم آموزش ما این است که پویا نیست. این سیستم کاملا استاتیک رفتار می‌کند و فاکتورهای داینامیک بودن خود را از دست داده است. به همین دلیل آت و آشغال به ذهن ما و فرزندان ما فرو می‌کند. البته شاید چاره‌ای جز فرستادن فرزندانمان به مدرسه نداشته باشیم. دولت‌ها معمولا بعضی از خدمات اجتماعی را منوط به دریافت مدرک تحصیلی قرار می‌دهند. اما می‌توانیم خودمان و فرزندان خودمان را به اسلحه‌هایی مجهز کنیم که هیچ وقت خشاب آنها تمام نمی‌شود. در ادامه با ما همراه باشید.

ویژگی دنیای قدیم (قبل از قرن بیستم)

در دنیای قدیم شما نیاز به آموزش زیادی نداشتید. دنیای قدیم بخصوص در عصر کشاورزی، فرزندان در کنار پدر آموزش می‌دیدند. نه فقط در حرفه‌های کشاورزی و دامپروری بلکه در سایر حرفه‌های سنتی و قدیمی هم به همین شکل بود. در این سیستم آموزش کارآمد فرزندان به پدر کمک می‌کردند و حرفه پدر را هم می‌آموختند.

دنیای قدیم و عصر کشاورزی
دنیای قدیم بیشتر برپایه کشاورزی سنتی و کار بدنی طاقت فرسا بود. سیستم آموزش برای آنها اهمیتی نداشت چه برسد به اینکه به آن نیاز داشته باشند یا دغدغه آموزش داشته باشند.

نیازی به رفتن به دانشگاه یا ادامه تحصیل نبود. حتی به ندرت مردم دیپلم می‌گرفتند. چون نیازی به این کار نبود. تمام چیزی که برای زندگی لازم بود اینها بودند: یک اندام سالم و ورزیده و قوی، غذایی برای خوردن، چادر یا کلبه ترو تمیزی برای زیستن و البته یک شریک زندگی که فرزندان زیادی برای شما بیاورد.

مادران هم در دنیای قدیم به دختران خود، خانه داری و شوهرداری و بچه داری می‌آموختند. مطیع بودن در مقابل همسر، ارزش بسیار بالاتری نسبت به تحصیلکرده بودن دختر داشت. تنها دارایی دختران در هنگام ازدواج، زیبایی جسمی، قدرت بدنی برای انجام کارها و آشپزی بود. البته خیلی‌ها این امتیازات را یکجا نداشتند. اما امروزه معادلات به کلی عوض شده است.

ویژگی دنیای جدید

امروزه از دید اغلب مردم، پیش نیاز هر کاری آموزش و گرفتن مدرک در آن زمینه است. امروزه تحصیلکرده بودن یک مزیت (فقط از دید مردم!!) بزرگ است. امروزه سیستم آموزش در هر حکومت اهمیت بالایی دارد. اما نمی‌دانم چرا برای بهبود و پویایی آن هیچ کاری نمی‌کنند. امروزه سطح توقع افراد از شرایط زندگی خودشان بسیار بالا رفته است. مردم دیگر مانند سابق به هرکاری دست نمی‌زنند. آنها از کارهای بدنی گریزان هستند. به کارهای به اصطلاح پشت میزی علاقه دارند.

دنیای ما امروزه بسیار سریع تغییر می‌کند. اگر در سطح فردی یا سازمانی با تغییرات پیش رو همراه نشویم و خود را با شرایط جدید سازگار نکنیم، در زیر پاهای شرکت‌ها و کسب و کارهای پیش‌رو لگدمال خواهیم شد.

به همین ترتیب ما فرزندان خود را به مدرسه و دانشگاه می‌فرستیم. آنها هم اکنون چیزهایی یاد می‌گیرند که حتی شاید بعد از اتمام دوره تحصیل‌شان به کلی منسوخ و از رده خارج شود. من آینده شغل‌های با فعالیت جسمی سخت را مناسب نمی‌بینم. با موج پیشرفت جدیدی در رابطه با یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی طرف هستیم. امروزه نرم‌افزارهای و ربات‌هایی تولید می‌شوند که فکر می‌کنند، یاد می‌گیرند و براساس دانسته‌های خود تصمیم گیری می‌کنند. بدین ترتیب سیستم آموزش ما سال به سال بی‌فایده‌ و بی‌مصرف می‌شود.

فناوری‌های یادگیری ماشین و هوش مصنوعی خیلی زود امنیت شغلی بسیاری از افراد را تهدید خواهند کرد. رباتها برخلاف انسانها می‌توانند شبانه روز کار کنند. آنها غذا نمی‌خورند، دقت و سرعت بالایی دارند. خسته نمی‌شوند و قابل حمل و نقل هستند. و مهم‌تر از همه قابل کپی و مقیاس پذیر هستند. یعنی می‌توان از یک نمونه مشابه چندین نمونه دیگر ساخت و مورد استفاده قرار داد.

چاره چیست؟ اصلا آیا چاره‌ای هست؟؟!

رشد فناوری و جایگزینی مشاغل انسانی با رباتها و ماشین‌ها هم خبر بدی است و هم ممکن است خبر خوبی باشد. برای اغلب افرادی که نمی‌توانند خود را با جریان پیش‌رو هماهنگ و سازگار کنند، کابوسی ترسناک خواهد بود. اما برای کسانی که از هم اکنون به فکر راه چاره هستند و بصورت عملی به دنبال هستند، همیشه چاره‌ای هست.

باید به دنبال علومی باشیم که رباتها نتوانند آن را با یادگیری ماشین بیاموزند و از ما جلو بزنند. به نظر می‌آید علوم انسانی دوباره بتواند شکوه گذشته خود را باز بیابد. اما متخصصان پیش‌بینی می‌کنند که مشاغلی مانند برنامه نویسی کامپیوتر و تعمیر و نگهداری رباتها تا مدتها بازار خوبی داشته باشند.

از نظر من بهترین راه برای سازگار شدن با این جریان ترسناک، مسلح شدن به مهارت یادگیری و خودآموزی است. در واقع تنها راه باقی مانده برای همراه شدن با جریان پیشرفت علم و تکنولوژِی، مطالعه و مطالعه و مطالعه است! ما با خودآموزی و مطالعه برای متخصص شدن در یک زمینه نیاز به هیچ مدرسه، آکادمی یا دانشگاهی نداریم. یک نمونه بارز از کسی که با استفاده از این سیستم موفقیت‌های بزرگی کسب کرده است، ایلان ماسک است. او بسیار کتاب می‌خواند. بسیار زیاد.

اگر ما مسلح به مهارت یادگیری باشیم، هر چیزی را در هر شرایط و مکانی یاد بگیریم و چالش جدیدی شروع کنیم. برای شروع یک کسب و کار نیازی نیست در آن زمینه به دانشگاه بروید و چند سال از کار و زندگی بیفتید. کتابهای مربوطه را پیدا کرده و مطالعه کنید. مطالعه کلید موفقیت و پیشرفت در هر زمینه‌ای است.

سیستم آموزش و درس و مدرسه و دانشگاه را ولش کنید… کتاب‌ها را دریابید. خودآموزی را تمرین کنید…

یعقوب دلیجه

شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸

شهرستان آق قلا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *